شاپرک بابای من گم شده اونو ندیدی
علی نجفیپسندیدن11
بازدید14.2K
شاپرک بابایِ من گم شده اونو ندیدی؟ كاش میشد میرفتی و تو قتلگاه میگردیدی شاپرک یه بوسه من به تو میدم امانتی بده به بابام اگه كه به چاکِ لبهاش رسیدی شاپرک نشین رو شونهم، شونههام درد میکنه خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی دیگه ندارم من به زندگی میلی عمّه نگاهم کن، عوض شدم خیلی بابا به موهای دخترش حسّاسه الان بیاد اینجا منو نمیشناسه سخته برام، عمّه من آغوش بابامو میخوام سه سالمه نمیتونم دو قدم راه بیام عمّه ببخش گردن تو بوده زحمتای من یه ماهه که خیلی تازیانه خوردی جای من عمر کمه ولی حرف زیاد، عمّه الآن بابام میاد بیا ببین موهام شونه میخواد عمّه الآن بابام میاد بابا بابا بابا... سلام بابا جونم چشم و دلم روشن نمیگی یه ماهه رفتی میمیرم من؟ اینی که میبینی خستهتر از اینم زخمه لبات یا من درست نمیبینم؟ آدمِ بد، انقدَر به لب و دندون تو زد یه کاری کرد، که صدای خیزرون هم دراومد تو با سرِ زخمی هم باشی پدر جانِ منی دیدی بابا، تو فقط قاریِ قرآنِ منی تو مجلسش شکست دلِ حرم من از یزید نمیگذرم بخاطر غرور خواهرم من از یزید نمیگذرم واویلا واویلا... من فقط از دردِ این دلِ آشفتهام به اُمّ کلثوم از گرسنگیم گفتم گذشته این روزا با ناخوش احوالی کربلا تا شام بود جای عمو خالی بعضی چیزا میمونه به ذهن آدم همیشه سخت گذشت کی میگه یه شب هزار شب نمیشه؟ شبی که زجر با منِ خسته مدارا نمیکرد کاشکی بابام دیگه اون شب منو پیدا نمیکرد صورت من اگه شده کبود عموم نبود، عموم نبود رفتیم اگه محلّهی یهود عمو نبود، عموم نبود