نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای دختر دردانهام، ای روح عفت در تو تجلّی کرده معنای نجابت سنگ صبور خواهر کوچکترت باش چون عمههای فاطمیِ باحجابت دلواپس شبهای سرد قتلگاهی دورت بگردم بس که هستی بامحبت خولی برایم جای گرم آماده کرده پس دختر نازم خیالت تخت و راحت بنشین که چشمت را شب آخر ببوسم خیلی به چشم مادرم دارد شباهت فردا سر غارت سرت خیلی شلوغ است حالا که من هستم کمی کن استراحت تا میتوانی خوب اصغر را بغل کن گهواره جنبانش بمان تا هست فرصت فردا سر یکمشک اشکت درمیآید آبآورم هم میشود آب از خجالت گریه مکن، این اشکهایت نگهدار مانده عزیزم لحظههای سخت غارت اذیت شدی در این سفر گرچه عزیزم یکبار هم لب وا نکردی به شکایت از پشت خیمه خارها را جمع کردم بلکه نبیند پای حورایم جراحت آرامشم ممسوس در ذات خداوند من را دعا کن در قیام هر نمازت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد