سینه مرا به وسعتِ هفت آسمان بده
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن1
بازدید6.6K
سینه مرا به وسعتِ هفت آسمان بده اشكیِ برای گریه ی غمِ بی امان بده دورِ سرت شلوغ ترین جایِ كربلاست از خون وضو گرفته بیا، اذان بده از بس كه بال و پر زدم، از حال رفته ام حالا مرا كنارِ خودت آشیان بده ای نفس مطمئنه ی بر بالِ ارجعی قبل از عروجِ سرخ به زینب زمان بده اینان برایِ گیسویِ تو چنگ می كِشند آخر هر آنچه هست به شمر و سَنان بده چشمش گرفته است بیا تا نگشته دیر انگشترت درآر و به این ساربان بده با زجر تا كه از تن زخمت نبرده اند پیراهنت به این و عمامه به آن بده از زیر تیر و نیزه و شمشیر و سنگ ها مُردم عزیز فاطمه، خود را نشان بده افتاده زیر چكمه اگر زنده ای هنوز پا بر زمین مكوب، نه، دستی تكان بده در زیرِ پایِ اسب سواران چگونه ای اول بگیر جانِ مرا بعد جان بده