نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای رویِ ماهت بی مَثل، همچون غزل بر دل نشستی معشوقهی زیبایِ من، آقایِ من، ای جانِ هستی از نرگسه عطرِ تو مست، با تو شدم زیبا پرست با سنگه هجرانت دلم، آخر تَرَک خورد و شکست آشفتهی رویِ تو هستم، درماندهی کویِ تو هستم عطرِ سَماته جمعههایی، هر دَم دعا گویِ تو هستم یابن الحسن روحی فِداک، متا ترانا وَ نراک .. دل آمده سمتِ شما، سمتِ خدا، سیرِ الی الله راهت سلوکِ عارفان، جنت مکان، ای جلوهی ماه هستی به ما نزدیک و دور عشقت مباهات و غرور آرام و در گوشم بگو کی میشود وقتِ ظهور با نورِ خود نورانیم کن، دور از غم و ویرانیم کن خاکِ کفه پایت علاجم، چون تربته پیشانیم کن یابن الحسن روحی فِداک ، متا ترانا وَ نراک .. کی وعده ی دیدارِ ما، در کربلا، دردت به جانم گریانِ جدت روز و شب، در تاب و تب غربت نشانم گریانه زخمه بی شمار قربانه قلبه بیقرار جسمه حسینت مُثلِه شد چشمانه تو ابرِ بهار گریانِ رگ هایِ بریده مَرهم گذار با اشکِ دیده این خیمه را با اهلِ خیمه دشمن چرا آتش کشیده جانم حسین جانم حسین جان..
هنوز نظری ثبت نشده