سیدی ماکو مثلک الغریب
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن16
بازدید10.7K
(سَیدی ما کو مثلُکِ الغریب؟)۳ ندیدم مقتلی را به دلگیریِ گودال زمین خوردی بمیرم، سرا زیریه گودال تنت بی سر رو خاکا، به موج خون نشسته بمیرم قتلگاه شد، پر از نیزه شکسته (سَیدی ما کو مثلُکِ الغریب؟)۳ شده شمع وجودِ تو خاکستر حسین جان شبیه مرغ بسمِل، زدی پرپر حسین جان میباره آسمونم واسه ماتم تو تو دست ساربونه نگینِ خاتم تو نمیسوزه دلاشون، به حال تشنگیمون تو چند ساعت به هم خورد تموم زندگیمون من و دستای بسته، من و داغ و دل خون ندارم مَحرمی من، شب شام غریبون نمونده جای سالم، به جسم خونیِ تو با سنگاشون عزیزم، شکست پیشونی تو ببین کرب و بلا هم شده مثل مدینه دیدم قاتل با خنجر، نشسته روی سینه بگو که من چجوری، بشم راضی حسین جان؟ رو نیزه با سر تو بشه بازی حسین جان (سَیدی ما کو مثلُکِ الغریب؟)۲