سیدنا المظلوم
ابوذر بیوکافیپسندیدن8
بازدید2.6K
کُتِبَ فی الُهوف، فِرقة بِالسُیوف دم دمای اذان میزدن با سنان ... به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من سرِ تو رو بردن، دیر رسیدم من یه گوشه از گودال، مادر و دیدم من که رفته بود از حال، دیر رسیدم من ... قرآن فاطمه شد زیر و رو (و سَیَعَلموا الَذّین الظَلَموا)۳ خدا میبینه، بترسید، که آه مظلوم میگیره زهرا میبینه بترسید، که آهِ مَهموم میگیره کمتر اذیتش کنید، دیگه راحتش کنید نزدیک سه ساعته توی گوداله .... به تن پر از تب دخترت نذار آبروش بره نوکرت ... خوش اومدی ولی دیر اومدی حالا که من شدم پیر اومدی راستی بابا، تو میدونی ردّ زخم طناب چیه؟ دلیل اشک و گریهی رباب چیه؟ راستی بابا، تو میدونی وحشت و اضطراب چیه؟ من میدونم که مجلس شراب چیه؟ ... یه گوشهی گودال، لباست و پرت کرد شلوغیِ خیمه حواست و پرت کرد ... عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم ری، آسیاب کردنت