سیاهیها میخونن دوباره مرثیه
وحید شکریپسندیدن43
بازدید9K
سیاهیها میخونن دوباره مرثیه غربت این طایفه از قدیم ارثیه بانی روضهی ما امام هشتمه دوباره تو مدینه حرفی از هیزمه روضهی مادر روی لباشه غربت حیدر علّت اشک چشاشه شعلهبَره باز آتیش نمرود عزیزِ زهرا میخونه تو شعله و دود أنا ابن اسماعیل، أنا ابن ابراهیم أنا ابن اعراق الثری، أنا ابن ابراهیم مسیر روضهی ما به پشت مَرکبه به زیر بار ستم به یاد زینبه خدارو شکر کنارش رأس رو نیزه نیست به یاد اهل حرم دائما میگریست زینبو بردن بزم حرامی به دخترِ فاطمه شد بیاحترامی اَمون زِ ضربهی تازیونه امام زینالعابدین خطبه میخونه أنا ابن المجاهد، أنا ابن المُحامی أنا ابن الزمزم و الصفا، أنا ابن المُحامی آخرِ این روضه دیگه به سر رسیده خواهر کنار جسم برادر رسیده سری به روی نیزه جلو چشم زینب تمومی آسمون میخونن روی لب او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل، من سوی قاتل او مینشست و من مینشستم او روی سینه، من در مقابل او میبُرید و من میبُریدم او از حسین سر، من از حسین دل أنا ابن اسماعیل، أنا ابن ابراهیم أنا ابن اعراق الثری، أنا ابن ابراهیم