سپهر فاطمه رخشندهاختری دارد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن8
بازدید1.7K
سپهر فاطمه رخشندهاختری دارد حسین مظهر الله اکبری دارد برای سورهی عشق است باء بسم الله به دست، ساقی کوثر چه کوثری دارد نگارخانهی حُسن است چشم و ابرویش اسیر و دلشده فقط تو نه والله هفت آسمان پَری دارد عجیب نباشد اگر وَحیَش آورَد جبریل که این پسر جلوات پیمبری دارد ز گوشههای ردایش بهشت میریزد ورای او قد و قامت چه محشری دارد همیشه روی لبش جشن بوسهی طاهاست ز بس که این نمکین، لَعل دلبری دارد پیامبران همه مشتاق تا که وحی آرَد که این پسر لب روحالقُدُستری دارد به گردِ سفرهی اربابزاده غوغاهاست کمین گدای درش تاج سَروری دارد در اهل بیت به نارالقریٰ شده مشهور که جود در حرمش فخر نوکری دارد ترانهی "ابَا الاثنیٰ علَی الحقّش" شاهد حسین در صفِ هَیجا چه حیدری دارد همیشه همقدم و همرکاب عبّاس است دلاوری که عموی دلاوری دارد بلال محو اذان گفتنش که در گیتی طنین دلخوشِ الله اکبری دارد نگین حلقهی عصمت ولی و ما ادراک ز درک ما همه قدرِ فزونتری دارد کریم و ابنِ کریم آمده، مبارک باد تمامِ خُلقِ عظیم آمده، مبارک باد ***** هزار پنجره از شوقِ دیدنش وا شد نگاه چلچلهها غرقِ در تماشا شد رسید نفخهای از پیچ و تاب گیسویش چمن چمن گُل شوق و جنون شکوفا شد به چشم آینههای نشسته در راهش پیمبری ز حَرای مدینه پیدا شد علیِ اوّلِ نسلِ علی به طنّازی لبی به هم زد و لیلای هر چه لیلا شد غزل سروده حَسن با طنین داوودی مبارک است، مبارک، حسین بابا شد تمامِ آنچه که در پنج تن تجلّی داشت عصارهای شد و در این پسر هویدا شد طلوع کرده در آغوش زینب کبری چه خوش تجلّیِ وَ الشَّمسُ وَ الضُّحیٰها شد ز بس جمال و جلالش به فاطمه رفته به پاش فدیه شدن آرزوی حوراء شد فَلک به چشم نظیرش دگر نمیبیند که این خیال برای همیشه رؤیا شد ترنج و تیغ چرا؟! با کرشمهای یوسف ز تاج و تخت به زیر آمده، زلیخا شد به ربِّ اَرنیه موسیٰ اجابتی شیرین به عطر مریمِ جان در دَمِ مسیحا شد هزار مرتبه سر از سرِ طلب دادن به پای حضرتِ او آرزوی یحییٰ شد شرابِ عاطفه نوشید ز هر ساغر نور ز رَه نیامده ممسوسِ ذات یکتا شد