سپر ز گریه و شمشیر از دعا دارد
ابوذر بیوکافیپسندیدن2
بازدید700+
سپر ز گریه و شمشیر از دعا دارد مَلَک به سجدهی او رشکِ اقتدا دارد حقوق را چه کسی مثل او ادا کرده؟! نماز را چه کسی مثل او به پا دارد؟! اگر به مصلحتی چند روز بیمار است برای هر چه که درد است او دوا دارد مدیح حضرت سجّاد هر چه بنویسند قسم به شعر فرزدق! هنوز جا دارد (بپرسد از حجرالاسود از ولایت او هر آن کسی که به سجّاد شک روا دارد) ۲ علیست اسم و علی رسم او، بپرس از شب که زخم شانهی او ریشه در کجا دارد؟ بپرس کوچه به کوچه کدام شبگرد است که سفرههای یتیمان از او غذا دارد؟ فدای آن لب خشکی که لحظهی افطار به اشک، روضهی عطشان کربلا دارد ... پیرمرد بلاکشیده منم پسر شاه سربریده منم روضهخوانی که هر چه میگوید با دو چشم کبود دیده، منم آن که از ناقه دید بانویی پای یک بوسه شد خمیده، منم آن امامی که با تنی تبدار عقب ناقهها دویده، منم