سپردم دست بابات زندگیمو
امین قدیمپسندیدن12
بازدید900+
سپردم دست بابات زندگیمو دیگه دلخوش باشم مادر به چیمو برو دستِ علی همرات عزیزم نمون اینجا نبین آوارگیمو تو رو بابات گرفت بالای دستاش میپوشوندم گلوتو یکطوری ای کاش میگفت عمّهت صبور باشم و گفتم خدا را شکر شد قربون باباش بیتو دنیا تماشایی نداره میبینی مادرت نایی نداره تکونت میده نیزهدار جامو سرِ بیتن که لالایی نداره