نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سپاهِ پلکهایش چند لشکر را تکان میداد علی با خطبهخوانی قلب منبر را تکان میداد به وقت زُهد سلمان را کرم میکرد و حاتم را عیار راستگوییاش اباذر را تکان میداد خودش نه! پلک بر هم میزد و اینگونه بیپیکار دل هر مالکی، مانند اشتر را تکان میداد به یک ضربه سرش را میبُرید از تن به آسانی به سختی آن که وقت جنگ پیکر را تکان میداد و جبرائیل درسش را به حیدر چون که پس میداد علی ابن ابیطالب فقط سر را تکان میداد نه در دنیا دل ما را، که نام مرتضی قطعاً به وقت مرگ هم اعضای نوکر را تکان میداد میان گَرد و خاک جنگ تا او را ببیند هم علی بود آن که از جایش پیمبر را تکان میداد همیشه بعد دیدار علی از بس تحیّر داشت یکی باید میآمد دوش قنبر را تکان میداد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد