سوزم و سازم و ناید ز درون فریادم
حاج محمود کریمیپسندیدن2
بازدید1.5K
سوزم و سازم و ناید ز درون فریادم کاش من زودتر از فاطمه جان میدادم از زمانی که شریک غمم از دستم رفت هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم کاش روزی که زدی ناله کنارِ دیوار چون درِ سوخته میسوخت همه بنیادم کس نداند که در آن دم به تو و من چه گذشت تو نفس میزدی و من ز نفس افتادم برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا بعد صد سال اگر از سر قبرم گذرید من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم