سورهی یاسینم علی اکبر
حاج محمدرضا بذریپسندیدن11
بازدید400+
سورهی یاسینم علیاکبر کم شده آیاتت مثل کوثر شد مقطع با دست یک لشکر، ای بابا ای گُل باغ حیدر و زهرا شیشهی عمرت تا شکست اینجا پُر شد از عطر جسم تو صحرا، ای بابا نمیدونم زندهای یا نه تو بخواب آروم امّا اینجا نه، ای بابا به زخمات فکر کرده بودم من امّا اینجور ارباً اربا نه، ای بابا پاشو علیاکبرم، پاشو مؤذن حرم انقدره دستوپا نزن جلو چشمای خواهرم علی علیِاکبرم... غرقِ خون دیدم قد و بالاتو نیزه بسته راه نفسهاتو کاش میمُردم اینجا منم با تو، ای بابا واسه بابا داغ جوون سخته داغ گُل واسه باغبون سخته بردنت با قد کمون سخته، ای بابا نمونده از پیکرت چیزی مثل برگای سرخ پاییزی، ای بابا چجوری جسمت رو بردارم مثل تسبیح پاره میریزی، ای بابا آخه چطور این همه زخم جا شده روی بدنت هر جوری جمعت میکنم، کمه یه جایی از تنت علی علیِاکبرم...