سوختم از هجر آهم را بخر
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید2K
سوختم از هجر، آهم را بخر حسرتِ عمرِ تباهم را بخر گرچه در عُصیان مرا هم دیدهای لااَقل شَرمِ نگاهم را بخر گیرِ گرگِ نفسِ خود افتادهام التماسِ قعرِ چاهم را بخر تو کمک کن پاشَوَم خوردم زمین بارِسنگین گناهم را بخر نامهی اعمالِ من را پاره کن باز هم رویِ سیاهم را بخر دیر شد سهمیهی ششگوشهام شور وشوقِ بارِگاهم را بخر خواهشاً با مادرت زهرا بگو این رفیقِ نیمهراهم را بخر جانِ حیدر که دو دستش بسته شد هر دو دستِ بیپناهم را بخر مادرت در کوچهها افتاده بود کُشت ما را داغِ بازوی کبود