سمت میدون نبرد اومد
مصطفی مروانیپسندیدن34
بازدید1.9K
سمت میدون نبرد اومد یک یل از نسل بنیهاشم میخونه رجز، چه طوفانی فریاد زد: اِنّی اَنَا القاسم نشد کسی حریفش تو نبردِ تن به تن جمل شده تداعی با قاسم ابن الحسن داره میجنگه مثل حسن کامل شده ازرق با تیغش به درک واصل سر و پیکر میزنه و یا علی میگه میباله به رزم و پیکارش ابوفاضل قاسم ابن الحسن... **** حیرون کرده همه رو قاسم جنگیدن باهاش خطر داره تو میدون به همه ثابت کرد مثل حسن چقدر جگر داره توی رگای قاسم خونِ علیه جاری از غضبِ این پسر شده لشکگر فراری به حسن رفته تموم رفتارش توی میدون نیست هیچکسی جلودارش دست به شمشیر که میزنه مثل باباش میخونه یا حیدر به وقت پیکارش قاسم ابن الحسن...