سلام ای ماه من، ای ماه شبهای غزلخوانی
سیدمهدی حسینیپسندیدن2
بازدید200+
سلام ای ماه من ای ماه شبهای غزلخوانی سلام ای ماه روزه ماه روضه ماه مهمانی سلام ای ربنای سفرهی پر برکت افطار سلام ای همدم دلدادگان تا سحر بیدار سلام ای تیغهی خورشید در آبی کاشیها خدای خلوت زیبای فیروزه تراشیها سلام ای برکت اسفند صبح هرچه بازاری سلام ای لقمهی نان حلال صاحب گاری خدای اسمهای از قلم افتادهی تاریخ خدای مردمان زیردست و سادهی تاریخ خدای اشکهای مادران پیر و غمدیده خدای استخوانهایی که زیر خاک پوسیده تو بسیاری بسی روی تو را بسیارها دیدم تو را در دستهای پینه بسته بارها دیدم تو را دیدم ولی یاد تو را از خاطرم بردم خدای آبرومندان خبر داری زمین خوردم من از درهای بسته رویگردانم که برگشتم خدایا خسته هستم از گناهانم که برگشتم خدای توبهی آدم پس از اندوه طولانی خدای کشتی نوح نبی در بحر طولانی خدای صبر ابراهیم در معراج قربانگاه تو ای همصحبت دیرینهی موسی کلیم الله خدای مورها در شوکت مُلک سلیمانی خدای یوسف گمگشتهی در بند زندانی کدامین معجزه من را به این درگاه آورده الهی بندهی تو کولهبار آه آورده الهی آه میبینی که آهی در بساطم نیست بجز حب علی آنچه بخواهی در بساطم نیست علی را دوست دارم، دوست دارم آستانش را نجف را دوست دارم، دوست دارم زائرانش را کنار گنبد مولا کمی چای و دهین خوردم هزاران شکر روزی از امیرالمؤمنین خوردم نشستم چشم در چشمش دقیقاً کنج ایوانش شنیدم گفت جبرائیل که زهراست مهمانش سلام ای خادمانت مریم و آسیه و هاجر سلام ای علت خلقت سلام ای بهترین مادر سلام ای رشتههای چادرت سررشتهی هستی شنیدم زخمهایت را خودت با گریه میبستی سلام ای گریههای بی صدای خانهی حیدر سلام ای اولین و آخرین پروانهی حیدر نمیخواهم بخوانم روضههای گریهدارت را زن همسایه پیدا کرده سنگ .... سرت زخمی، پرت زخمی تمام پیکرت زخمی شده از ریسمان دور گلوی حریر صورتت در بین آتش داشت چین میخورد علی این صحنه را میدید با صورت زمین میخورد عجب ابر سیاهی پیش روی آفتاب آمد که از بین در و دیوار ما عطر گلاب آمد ****** گلم بودی و گلاب کردندت طبیبهای شهر جواب کردنت چقدر پشت در کباب کردنت طبیبهای شهر جواب کردنت