سلام ای جان مادر، ای حسینم
حاج منصور ارضیپسندیدن0
بازدید53
سلام ای جان مادر، ای حسینم سلام ای دلبرم، ای نور عینم ز جا برخیز که مادر رسیده ببین قدم ز داغ تو خمیده به گودال آمدم با درد پهلو چرا خوابیدهای اینجا، سرت کو؟ چرا لبهای تو مادر کبود است؟ مگر از مهر من سهمت نبوده است؟ برای خاتمت خنجر کشیدند شنیدم انگشتت هم بریدند برای خاتمت خنجر کشیدند چرا مادر سرت را بد بریدند؟ دهانت را به ضرب نیزه بستند غرورت را به پیش من شکستند برهنه زیر نور آفتابی نداری سر ولی انگار خوابی خودم دیدم لباست را کشیدند به روی پیکرت با پا دویدند