سلام ای امید سپاه حرم
وحید شکریپسندیدن35
بازدید5.9K
سلام ای امید و سپاه حرم به مشکت گره خورد نگاه حرم پاشو رحمی کن تو به آه حسین پناه حرم، پناه حرم همه چشم کشیدن جلو خیمهها با گریه میگفتن عمو جون بیا برا من غم اکبرم بس نبود نزن دست و پا، نزن دست و پا درست هلهله برپاست یه یاعلی بگو عبّاس ببین هنوز علم بالاست پاشو تا بریم به خیمه آه، کنار علقمه گریم گرفته آه، تو خیمه خواهرم ماتم گرفته آه، تو رو چشم حسود ازم گرفته (آه، ابالفضلم)۵ بارون چشام اشکای نمنمِ چقدر هلهله شد توی علقمه پیچیده تو این دشت ابالفضل من بوی فاطمه توی علقمه با همین چشم تار میدیدم که ریختن سرت بیشمار تو نخلستونا پیکر تو شده مث نیزهزار با این مشک و چشم پاره با گریههای شیرخواره غم غارت گوشواره من چکار کنم ابالفضل آه، پاشو تا که حرم نره به غارت آه، نشه به خواهرای ما جسارت آه، نشو راضی بره زینب اسارت آه، ابالفضلم