سلام الله ای شه عرش برین
حسین ستودهپسندیدن46
بازدید1.7K
سلامُ الله ای شَهِ عَرشِ بَرین خداوندِ مَردمِ صحرانشین بزن آتش بَر منِ دیوانه سر سپس حالم را به تماشا بشین (دلبر بالا نشین)۳ بهم بگو کِی نفسم، واسه تو بند میاد دیدم که موی تو، افتاده دستِ باد نزار تو رو ازم بگیره، دستِ روزگار دستامو ول نکن، ای عشقِ موندگار باور کن، به زُلفِ تو گیرم یه شب توی روضه، برا تو میمیرم ارباب، ارباب خاکِ من، به معرکه در باد ز بعدِ وفاتم، بسوی تو میاد ارباب، ارباب ****** حسینا در وادی کربوبلا خدا رو کردی به همه بَرمَلا همه بیمارِ تبِ عشقِ توییم طبیبا ما را نکنی تو دوا (پادشهِ کربلا)۳ شیوخِ کوفه با وضو، کشتن تو رو حسین من کافرم به این، اسلامِ بی حسین بازم وفای راهبِ، دِیرِ مسیحیا خولی چه کرده و، چی کرده برخیا حجِّ من، عزای حسینه و ذکرِ نمازم، نوای حسینه مولا، مولا گمراهی، به طُرفَةُ العِینه نفهمی اگر تو، که دینِت حسینه والله، والله