سقف این حجره آسمانش بود
حاج منصور ارضیپسندیدن16
بازدید2.7K
سقف این حجره آسمانش بود چادر پاره سایه بانش بود گرچه روی لبش تبسم داشت کارد بر روی استخوانش بود جان این چار بچه کوچک بسته برلقمههای نانش بود آنچه از درد کوچه بدتر بود بیوفایی دوستانش بود یاعلی یاعلی مدد گفتن رمق دست ناتوانش بود سن و سالی علی نداشت ولی برف بر روی گیسوانش بود علی کوچه و علی احد صبر مبهوت امتحانش بود آن زنی که سرش به در خورد و پهلویش نشانش بود به بهارعلی شرار زدند بیخبر نوبت خزانش بود اَشهدُ اَنَّ مرتضی مظلوم زیر در نغمه اذانش بود سخت شد فضّه را صدابزند لخته خون زحمت دهانش بود