سفیر حسینم که میون مردم کوفه زار و غریبم
حسین سیب سرخیپسندیدن5
بازدید2.9K
سفیر حسینم، که میون مردم کوفه زار و غریبم توی کوچهها همچو علی مرتضی من بی یار و رقیبم کوفه شهر بی درد است،کوفه شهر نامرد است، کوفه دشمن مولا اینجا من روی دارم، اینجا بی کس و یارم، اینجامسلم تنها حسین جان میا کوفه... وای حسین... نیزهها و شمیرهاشونو جلا، دادن از برای تو مولا یا که نیابه کوفه یاکه نیاور همره خود زینب کبری دشمن نقشه کشیده، دشمن خیلی پلیده، مسلم چیا کشیده کوفه مردمش هرزن، فکر سر و نیزن، خون از دلا چکیده حسین جان میا کوفه... روی دارمو ناله میزنم ای، پسر عمو خدا نگه دار لحظههای آخر، شده باشم به جنان وعدهی دیدار چشمام داره میباره، فکرم پیش نگاره، کوفه وفا نداره اینجا صحبت جنگه، دست آدما سنگه، کوفی حیا نداره حسین جان میا کوفه...