سفره دارد جمع میگردد گدا را عفو کن
سیدرضا نریمانیپسندیدن10
بازدید4.8K
سفره دارد جمع میگردد، گدا را عفو کن باز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کن دیگر از این توبهها، دارم خجالت میکِشم یا رب این شرمندهی غرقِ خطا را عفو کن بَر درِ این خانه من بهرِ امیدی آمدم پس نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کن دستِ خالی آمدم، با دستِ خالی میروم یا کریم این روسیاهِ بینوا را عفو کن پیشِ مَردُم، آبروی بندهات را حفظ کن خوب و بد در هم بخر ای یار، ما را عفو کن جانِ آقای خراسان، جانِ سلطان غریب هموطنهای علیموسَیالرّضا را عفو کن من گنهکار و تویی غفّار، یا ربّ الحسین جانِ اربابم بیا این بندهها را عفو کن بودهام این روزها مصداق فَابکِ لِلحسین گریهکنهای غمِ کربوبلا را عفو کن جانِ آنکه دست و پا میزد به زیرِ تیغ و تیر حُرِّ توبهکردهی بیادّعا را عفو کن ***** چگونه زار و پریشان، دلِ رُباب نباشد فرات باشد و در خیمهگاه، آب نباشد به پیشِ چشمِ خودم، دست و پا زدی و نبُردند برای زینب از این سختتر عذاب نباشد خراب گشت گلویَت به دستِ خنجر کُندی چگونه هر دو جهان بَر سرَم خراب نباشد نشد که چادر خود را، به روی تو بکِشانم تَن برهنهی تو زیرِ آفتاب نباشد نشد خودم که بمانم، نشد تو را ببَرم من برای خواهر تو حقّ انتخاب نباشد بخواب عزیز که خواباندهام بَنات حرَم را ولی بدونِ تو زینب به فکر خواب نباشد سوارِ ناقهی عریان شدن که کار زنان نیست اگر که مَرد نباشد، اگر رکاب نباشد