سری که تا دیشب روسینهم بود
سید امیر حسینیپسندیدن6
بازدید1.7K
سری که تا دیشب رو سینهام بود حالا روی سرنیزهها خوابه داره میسوزه جگرم ای وای گُلم زیر آتیش آفتابه کاکلی که شونه کردم حالا تو دستای باده حتی گهوارتو دشمن بُرده و پَسم نداده (سفیدی گلوتو دوست داشتم)۲ علی ببین نیزه چکارت کرد تو دست و پا میزدی و قاتل قهقهه میزد که شکارت کرد دندون شیریتم انگار روی سَرِ نیزه شکسته ای برات بمیره مادر چه کنم با دست بسته؟ (توی هجوم و غارت خیمه)۲ لباسای سفیدتم بُردن گنج منو بابا حسینت رو با نیزه از تو خاک درآوردن یکم از خون گلوتو کاش میشد برام بیارن مادرای بچه مُرده طاقت دوری ندارن (آغوش خالیمو تکون میدم)۲ دستام هنوز عطر تو رو داره هی دور نیزهی تو میگردم مادر تو رو تنها نمیزاره غرق خاک و خونی اما روی نیزه میدرخشی کاش با اون چشای نازت بگی مادرو میبخشی **** وقتی رسید قافله در مجلس یزید بالا گرفت غائله در مجلس یزید بالا که رفت چوب سه ساله بلند شد صبرش نداشت حوصله در مجلس یزید داغ دل رباب تازه شد که دید بالا نشسته حرمله در مجلس یزید حسین، حسین، حسین