سرو روان من علی
روح الله بهمنیپسندیدن8
بازدید2.2K
سرو روان من علی، آرام جان من علی، روح و روانم باغ و بهار من علی، تازه جوان من علی، ای مهربانم میروی میدان آهسته آهسته میریزد اشک من پیوسته پیوسته (سمت خیمه بنگر عمه نشسته)۲ با گیسوان پریشان طفلان با چشمان گریان (مهلًا مهلا علی، یابن زهرا علی) سرو روان من علی، آرام جان من علی، روح و روانم باغ و بهار من علی، تازه جوان من علی، ای مهربانم میروی میدان آهسته آهسته میریزد اشک من پیوسته پیوسته (سمت خیمه بنگر عمه نشسته)۲ با گیسوان پریشان طفلان با چشمان گریان (مهلًا مهلا علی، یابن الزّهرا علی) اِنکِسار من علی، دار و ندار من علی، پیغمبر من افتخار من علی، والا تبار من علی، ای حیدر من کاکُلت غرق خون، اربًا اربائی پیکر صد چاکت، شد تماشایی (هر کجا مینگرم بین صحرایی)۲ وای از دل اُمّ لیلا گشته بی پسر واویلا (مهلًا مهلا علی، یابن الزّهرا علی)