سرت به پوست اویزون
ایمان کیوانیپسندیدن22
بازدید5.8K
اباالفضل، اباالفضل، اباالفضل سرت به پوست آویزون، این غصه باورم نیست با خون گلوتو خیس نکن این شیر همسرم نیست چی کار کنم، من متحیرم علی حالا چطور تا خیمهها برم علی سه شعبه با سرعت رسید نفس آخرت رو کشت تورو زدن ولی با تو پدر و مادرت رو کشت لای لای علی، لای لای علی ***** دلهره دارم پسرم از روی نی نیفتی یادت باشه حتی یه بار، به من مادر نگفتی میدونم من از داغت آخر جون میدم با فکر تو هی دستمو تکون میدم سر تورو رو نیزهها نشون میدم رو نیزه بندی پسرم، چقدر بلندی پسرم رباب داره اشک میریزه، داری میخندی پسرم لای لای علی، لای لای علی ***** داری خودت رو میکشی، چند روزیه نخوردی آب رقیه تازه خوابیده، گریه نکن بسه رباب بس کن رباب، صحبت آبرومه بس کن رباب، این غم هر دوتامونه بس کن، حرمله رو به رومونه رو نیزه رو نشون میده، خدایی پَسته حرمله توجهش روجلب نکن، انگاری مسته حرمله لای لای علی، لای لای علی