ستارهی نوری و ماه شب شوری
حنیف طاهریپسندیدن9
بازدید300+
ستارهی نوری و ماه شب شوری و امید دلِ بیقرار منی قرارِ منی با صورت ماهت، نسیم نگاهت تویی که تمامِ بهارِ منی بهارِ منی سپیده زده به هوای نگات من عاشقم و دل من مبتلات هیبت مولا داری و بازوی حیدری میبَری امشب قلب جهان را زِ دلبری چشم حسین و روی حسن، عطر فاطمه آمدهای فتح دل کنی با چه لشکری ای جانِ لیلا، میگردم هر جا مجنون و شیدا در هوای تو دلدار و دلبر، سردار و سرور بگذارم آخر سر به پای تو یا اباصالح، یا اباصالح، یا اباصالح... دل پریشونِ عاشقا رو امشب میبری و از غم رها میکنی رها میکنی دیوونه میشم من اگه بدونم که به منِ خراب هم نگاه میکنی نگاه میکنی نگام میکنی بازم عاشق باشم نگات میکنم اگه لایق باشم در دلم آهنگی از جنون زیر و بَم بزن آینهدارم، شانه به گیسوی خَم بزن خانه به خانه گشته چراغان برای تو از سر لطف از کوچهی ما هم قدم بزن ماهِ شبتابم، بیتو بیتابم هر جا هستم در جستوجوی تو تا یک شب شاید، بر جانم آید سوی من عطر خاک کوی تو ای جانِ لیلا، میگردم هر جا مجنون و شیدا در هوای تو دلدار و دلبر، سردار و سرور بگذارم آخر سر به پای تو یا اباصالح، یا اباصالح، یا اباصالح... سحرِ ظهورت میخونی رجز با صدای علی یا علی مددی علی مددی میبَری تو هوش از همهی جهان با نوای علی یا علی مددی علی مددی تویی همهجا توی دنیا امیر به روی سرت تاج شاهِ غدیر ای که تویی شیر هاشمی، شاه تکسوار دیدن آن قد و قامتت عشق روزگار میرود از کف زَهرهی اهریمن پلید تا که بگردد دور سرت تیغ ذوالفقار میلرزد دنیا، وقتی چون مولا میآیی ای جان با سپاه عشق میخندد زهرا، بر رویت جانا ای بر شامِ دل همچو ماهِ عشق ای جانِ لیلا، میگردم هر جا مجنون و شیدا در هوای تو دلدار و دلبر، سردار و سرور بگذارم آخر سر به پای تو یا اباصالح، یا اباصالح، یا اباصالح...