ستاره می بارم قمر ندارم من
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن53
بازدید11.3K
ستاره میبارم قمر ندارم من به من نگید مادر پسر ندارم من اُمُّ البنینم وای اُمُّ البنینم وای... جسم عزیزم رو چه زیر و رو کردن به پیکر عباس نیزه فرو کردن وقتی به خاک افتاد علقمه شد بیتاب تا مَشک آبش ریخت شد از خجالت آب اُمُّ البنینم وای اُمُّ البنینم وای... کجاست علی اصغر رباب پریشونه گهواره خالی رو لالایی میخونه ای کاروان با این دلم چهها کردی سه سالهی مارو چرا نیاوردی اُمُّ البنینم وای اُمُّ البنینم وای... شد خیمهها غارت وقتی عَلمدار رفت ناموس آلُ الله تو کوچه بازار رفت شنیدهام زینب زد دستِ غم بر سر از داغ اون گودال از دست اون خنجر به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود نَعره کشیدم من سرِ تو رو بردن دیر رسیدم من ای عزیز دلم ای حسین شهیدم...