سبو غیر کوثر ندارد حسین
حاج اسلام میرزاییپسندیدن6
بازدید2.2K
سبو غیر کوثر، ندارد حسین از این گریه بهتر، ندارد حسین خجالت نکش، منتش را بکش شکایت ز نوکر، ندارد حسین حسین جان... عزایش، عزای عظیم خداست غمش حداکثر ندارد، حسین مرا تا نبرده حرم، اربعین قدم از قدم برندارم، حسین طریق الحسین، بر کسی بسته نیست حسینیهاش در ندارد، حسین حسن سفرهدار نجف کربلاست که این سفره آخر ندارد، حسین سپرده به عباس خود، کار را که کاری به محشر ندارد، حسین صدایم زده از سر نیزه وای صدایی که جوهر ندارد، حسین فقط رو به روی ضریحش، خوشم جنت من خانهای در کوی توست کِی پِی جنات و حورم، یا حسین فقط رو به روی ضریحش، خوشم ضریحش برابر ندارد، حسین حسین آرام جانم، حسین روح و روانم... (کمک میخواستی از عموت، دیر اومدم یه کم داغ جوون دیدم عمو، دلگیر نشو ازم)۲ اگه نمیشکنه پاهات، پاشو بریم حرم میریزه اشک من، همپای خون تو صدای استخون میاد، از هر تکون تو پرسید اگه ازم، من چی بگم بهش شرمندهی حسن میشم، پا رو زمین نکش تو لحظهی تشییعت، چقد چشات غم داشتن خیمهی دارالحرمم، انگار تو رو کم داشتن سنگه یا گل عزیز من، باریده رو سرت پر از شکستگی شده، سلام آخرت مثل عسل، کش اومده تموم پیکرت عزیز محجبین، افتادی از رو زین تو آسمون باید باشی، تو رو چه به زمین رو پیکرت چقد، برو بیا شده خون روی دست و رو سرت، مثل حرا شده قد من از داغ تو، مِیله خمیدن داره میبرمت تا خیمه، عسل کشیدن داره