سامرا غصه دارم به سینه
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن4
بازدید1.4K
سامرا غصه دارم به سینه گوشهی حجره دور از مدینه جان به لب گشت تن از زهر کینه رو به قبله شده پای من میسوزم گشته خدای من سامرا کرببلای من واویلا غریبم ای مادر سامرا روز خوش من ندیدم بار غربت به دوشم کشیدم پشت مرکب پیاده دویدم در ها شد بسته به روی من غصه شد بغض گلوی من قبرم و کنده عدوی من واویلا غریبم ای مادر سامرا درد من بی حساب است ناله هایم چرا بی جواب است در دلم داغ جام شراب است کی دیگر تشت زری دیدم کی دیگر چوب دری دیدم خواهر خون چگری دیدم واویلا غریبم ای مادر لطف حسین ما را تنها نمیگذارد گر خلق وا گذارد او وا نمیگذارد او کشتی نجات و کشتی شکسته گاهی مولا به کام دریا ما را نمیگذارد هل من معین او را باید جواب دادند شیعه امام خود را تنها نمیگذارد زهرا به دوستانش قول بهشت داده است بر روی گفتهی خویش او پا نمیگذارد از بس گنه کاریم ما مستحق ناریم باید که سوخت ما را زهرا نمیگذارد این همه را هدویدم ز دی دلدارم به امیدی که در این دشت برادر دارم تو دعا کن که کنار بدنت جان بدهم فکر همراهی با شمر دهد آزارم خیز و نگذار که ما را به اسیر ببرند من هم از راهی بازار شدن بیزارم یک عبا داشتی و خرج علی اکبر شد با چه از روی زمین جسم تو را بردارم به وداع من و تو خیره بود چشم رباب خواندم از طرز نگاهش کهه منم دل دارم سالار زینب سالار زینب