ساقی بریز از کرم بیحسابیت
جواد مقدمپسندیدن12
بازدید800+
ساقی بریز از کرم بیحسابیت دل را رسان به بطن رخ ماهتابیت هرچه صدا زدم نشنیدم جواب تو جانم به آن شنیدن و این بیجوابیت جام و سبو و باده نخواهم چرا که من مستم همیشه از لب لعل شرابیت در بین اسمها و صفات کمالیت دیوانه کرده است مرا بو ترابیت بانگ سلونیت به روی منبر نبی دل را رسانده محضر امالکتابیت من با نقاب عاشق رویت شدم علی دیگر چه میکند به دلم بینقابیت کعبه شکافت بر همه ثابت شد ای علی مثل خداست منصب عالیجنابیت عباس را شبیه خودت آفریدهای اصلاً خود تویی به زمان شبابیت مقداد به غیر تو کسی دل نباختهست کی میرسد به رتبهی پا در رکابیت