حسینم این همه بر سینه آزرم نزنید
حنیف طاهریپسندیدن7
بازدید100+
حسینم این همه بر سینه آزرم نزنید نمک به زخم دل درد پرورم نزنید در این مدینه همینجا سر مرا ببرید ولی غلاف تیغ به بازوی مادرم نزنید حکومت این شتر زخم خوره مال تو باد اگرچه میبری آن را به ناکجا اباد کتاب معجزه سی پارهی خرافه شود اگر مفسّرش ابن ابی قحافه شود من به احزاب و احد یک دم نلرزیدم ولی تا تو افتادی ز پا ... ***** ساعتِ سخت فراق آغاز شد مخفی و آهسته درها باز شد هفت تن دنبال یک پیکر روان وز پی آن هفت تن هفت آسمان در دلِ تابوت جانِ حیدر است هستی و تاب و توانِ حیدر است گویی آن شب مخفی از چشمِ همه هم علی تشییع شد، هم فاطمه شهر پیغمبر محیطِ غم شده زانوی سردارِ خیبر خم شده همرهان ای همرهان آهسته تر میبشرید اسرار را آهسته تر این تن آزرده باشد جان من جان فدایش او شده قربان من مرهمی خرج دل چاکم کنید در کنارِ فاطمه خاکم کنید آسمان اشک علی را پاک کن جای محبوبم مرا در خاک کن غصّهها را در دل صد چاک ریخت بر تن محبوبهی خود خاک ریخت ***** سرخ است کفن بگو که خون جگر است یا لالهی لاله زار دیوار و در است شرمنده ام پهلوی زخمیت که قبر از خانهی من برای تو امن تر است ***** شرمنده ام که خانهی امنی نداشتم از خانه ام کبود تن بشکسته پر نرو ***** چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره به خدا میسپارمت