ز تیر و نیزه و خنجر بر این بدن
حاج مهدی سماواتیپسندیدن10
بازدید2.5K
ز تیر و نیزه و خنجر بر این بدن چه رسیده هزار قاتل و یک جسمِ پاره پاره که دیده سِرِشک سرخ مرا در عزای تو همه دیدند صدای نالهی قلب مرا کسی نشنیده صدای یا اَبَتای تو را همین که شنیدم کنارِ سروِ قدت آمدم خمیده خمیده سرت ز بارش سنگِ جفا شکسته شکسته تنت ز ضربهی شمشیرها بریده بریده خدا جدا کند آن دست را که ز بیداد مرا به خاک نشانده تو را به خاک کشیده کدام قاتل، فرق تو را شکافته از تیغ کدام ظالم، با نیزه پهلویِ تو دریده دو چشم خود بگشا از هم ای عزیزِ دلِ من ببین چگونه ز داغ تو رنگ عمه پریده خیز از جا آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم بِبَر