زِ بسکه چشم تو تصویرِ تار میگیرد
حاج منصور ارضیپسندیدن3
بازدید1.6K
زِ بسکه چشم تو تصویرِ تار میگیرد تمام آیینهها را غبار میگیرد سرت چه آمده وقت کشیدن جارو همیشه فضّه تو را از کنار میگیرد چه زحمتی شده این گندم آسیا کردن چه زود پهلوی تو حینِ کار میگیرد به روی گونۀ تو سیب قرمزی همه شب ز چشمهای ترم اختیار میگیرد لباسهای تو را دید و گفت زینب باز چقدر مادرم آبِ انار میگیرد نه صبح مانده برایم، نه ظهر مانده نه شب ز نالهات کمرم هر سه بار میگیرد بخند جانِ علی، جان به لب شدم زهرا بخند، خانه سکوتِ مزار میگیرد ***