زینب میخونه، با دل پریشون
ابوذر بیوکافیپسندیدن23
بازدید1.5K
روزای عمرم، رفته و هنوزم من دارم با روضهت میسوزم با تو خوبه حالم، توی این زمونه کاش بشه آقا این نوکری ما تا ابد بمونه (توو روضهت آروم نمیگیرم چرا از داغت نمیمیرم؟!) ۲ شنیدم با، نیزه روی خاک، هی تو رو کشیدن تو رو پیش، چشم مادرت، زنده سربُریدن۲ (حسین عزیز دل من)** زینب میخونه با دل پریشون ما رو از همینجا برگردون میگه عزیزم بیقرار قلبم خاک اینجا انگار داره رنگ و بوی جدایی و غم (نزن اینجا خیمههامونو نگاه کن حال دلامونو) ۲ (دارم میبینم تو رو اینجا، زیر دست و پایی تنت رو خاک و خودت داداش، روی نیزههایی) ۲ (بیا برگردیم عزیزم)** فکر ربابم خیلی بیقراره مثل ابر بارون میباره دلشوره داره واسه حلق اصغر زیر لب با گریه داره میگه لالایی مادر۲ (غمش کرده ما رو بیچاره۲ واسه بچهش دلهره داره) ۲ تازه شش ماهه خدا بچه، داده به عروسم داداش برگردون ما رو خونه، دستتو میبوسم (بیا برگردیم عزیزم)**