زیر بارون که قدم میزنم آقا
مهدی اکبریپسندیدن17
بازدید600+
زیر بارون که قدم میزنم آقا یاد خشکی لبت آتیش میگیرم آرزومه یه شب جمعه تو صحنت پای روضه ی عطش واست بمیرم زنده باشم واسه چی؟ وقتی اربابمو لب تشنه شهیدش کردن زنده باشم واسه چی؟ وقتی جلو اهل حرم بد ناامیدش کردن ای از آب فرات محروم حسین جانم ذکر لب مادرت مظلوم حسین جانم مظلوم حسین جانم همه جور زندگیمو فرا گرفته شده خرج تو آقا اشک روونم خودمو میکشم از غصه ی لب هات تو رو کشتن چرا من زنده بمونم زنده باشم واسه چی؟ وقتی که خواهر تو گریه کن گودال شد زنده باشم واسه چی؟ وقتی زیر سم اسبا پیکر تو آوار شد افتادی رو زمین، بی جان حسین جانم ذکر لب خواهرت، عطشان حسین جانم ای از آب فرات محروم، حسین جانم ذکر لب مادرت، مظلوم حسین جانم