زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود
مجتبی رمضانیپسندیدن2
بازدید100+
زهرا همیشه عشق در جریان حیدر بود زهرا همیشه خون در شریان حیدر بود زهرا ستونِ خانهی ایمانِ حیدر بود ایمان نه تنها بلکه زهرا جانِ حیدر بود زهرا اگر حوراست، حورای علی بود زهرا اگر انسیه بود، انسان حیدر بود زهرا تنور خانهاش گرم از ولایت بود در سفرهی زهرا همیشه نان حیدر بود زهرا دعا کرد و علی هم فتح خیبر کرد آرامش قبل از دم طوفان حیدر بود (زهرا برای ماندنِ نامِ علی جان داد آن زخمهای پشت در درمان حیدر بود)۲ زهرا که باشد از علی درد و بلا دور است زهرا همه عمرش بلاگردان حیدر بود (زهرا اگر صدسال پشت در لگد میخورد از پا نمیافتاد، چون در خانه حیدر بود)۲ (باری اگر افتاد ارزش داشت که افتاد)۲ مردی که پایش کشته شد دُردانه، حیدر بود (در بین دست و پای دشمن دست و پا میزد دلدار حیدر بین بدخواهان حیدر بود)۲ زهرا حسینی داشت، او هم زیر پا افتاد اما به فکر دخترِ گریانِ حیدر بود زینب کنار خیمه حیرانِ برادر بود انگار زهرا پشت در حیرانِ حیدر بود **** به سمت زهرا از، حجره دویدم من قنفذ جلوتر بود، دیر رسیدم من فاطمه افتاد و ناله کشیدم من لگد به پهلوش خورد، دیر رسیدم من صدایی از بین شعله شنیدم من سینهی زهرا سوخت، دیر رسیدم من دود فراگیر بودن، خوب ندیدم من محسنمو کشتن، دیر رسیدم من رو بدن زهرا عبا کشیدم من فاطمه از حال رفت، دیر رسیدم من (صدای سیلی از کوچه شنیدم من)۲ چشم پر از خون شد، دیر رسیدم من (خیلی خجالت از، حسن کشیدم من عصای مادر بود، دیر رسیدم من)۲ به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من سره تو دعوا بود، ناله کشیدم من سرِ تورو بردن، دیر رسیدم من صدا زدی من رو خودم شنیدم من صدا ز رگهات بود، دیر رسیدم من اُفتان و خیزان و نفس بریدم من پیراهن و بردن، دیر رسیدم من صدا میزد زینب مادرش را ببین دیر آمدی بردن سرش را پسرِ خوبم اگه صدام به گوشت میرسه به تسلی دلم یه بار بگو بابا بسه