زلف همهی خلق گرفتار حسین است
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن20
بازدید2.8K
زلف همهی خلق گرفتار حسین است حال همه آشفته و بیمار حسین است باید که خلائق همگی اشک بریزند (وقتی که خداوند عزادار حسین است)2 امن است همیشه حرمش، چون که سگ کهف (مشغول نگهبانیِ دربار حسین است)2 هرگز به کَس و ناکِسی ارباب نگفتیم (زیرا فقط این لفظ، سزاوارِ حسین است)2 هر خانه که گهگاه در آن روضه بگیرند (همسایهی دیوار به دیوار حسین است)2 در روز جزا کار کسی نیست شفاعت در روز جزا کار فقط کارِ حسین است کفارهی ما را پسر فاطمه پرداخت تا روز ابد شیعه بدهکار حسین است بنبی عربىٍ و رسولٍ مدنى (لذتى نيست گواراتر از اين سينه زنى)2 خواستم گريه كنم چون زنِ كودك مرده آمد از حنجره ام صوت گلوگير زنى آن قدر بر لب و دندان خودم خواهم زد تا به خصم تو دهم پاسخ دندانشكنى تن عريان تو ماندهست سه روزى بر خاك كاشكى لال شوم ، چون كه نماندهست تنى خواهرت بعد تو جز تهمت و جز بىادبى نشنيده ست در اين ره سخنى از دهنى زير تمثال تو اى كاش مرا دفن كنند كاش بر جسم من آن روز نباشد كفنى بانگ برخاست ز شش گوشه، شب هفت صفر : حسنىام حسنىام حسنىام حسنى