زده به میدون نوهی حیدر
مازیار طاولیپسندیدن16
بازدید2.9K
((زده به میدون، نوهی حیدر)۲ رجز میخونه با صدای پیغمبر)۲ (معرکه افتاده به تسخیرِ)۲ (جناب شهزاده عليُ الاَکبر)۲ سر میزد، به قلب لشکر میزد به نام حیدر میزد توو همهمه فریادِ الله اکبر میزد وقتی هیبت علی اکبر و دیدن گفتن این پیمبره عقب کشیدن (بعضیا میگفتن هی: الهی العفو)۲ بعضیاشونم هراسون میدویدن (شهزاده علی اکبر)۴ (تا آسمونا پرچمش بالا)۴ (همهی هستی عقیلةالکبری)۲ (انقده قدش بلنده که میشه)۲ (شونه به شونه تو علقمه با عباس)۲ دم میزد یَلا رو در هم میزد چقدر منظّم میزد سر حرومیها رو دقیق و محکّم میزد مثل مولا علی ضربِ دو نداره وقتی رو عقابه پس یه تک سواره اونا که بغض مولا رو دارن چارشون تو معرکه فقط فراره