زده آتش به جانِ مادر تو
سیدمهدی میردامادپسندیدن11
بازدید8.1K
زده آتش به جانِ مادر تو لب خشكیده و چشم تر تو توانی در تنت دیگر نمانده به روی شانه افتاده سر تو چرا مادر نمی خوابی ندارم جز اشكم آبی چه بی تابی چه بی تابی لالالا گل مادر لالالا علی اصغر وای حسین وای فدای ناله های سوز و سازت فدای اشك و آه جانگدازت به سوی مشك خالی خیره مانده نگاه خسته چشم نیمه بازت الا ای یاس پژمرده عطش رنگ از رخت برده لبان تو ترك خورده