زدم دل را به دریایِ خونِ قتلگاه تو
حاج موسی رضاییپسندیدن1
بازدید72
زدم دل را به دریایِ خونِ قتلگاه تو اگر من هم شوم ای عمو فدای راه تو عمو جان شد تمام، تمامِ صبر من رسم به یاریت، به نام یا حسن چه دور از چشم حرم شدی میان قتلگاه چقدر مثل پدرم شدی میان قتلگاه سیدَنَا الغریب سیدَنَا المظلوم سیدَنَا العطشان ای حسین جان... **** برایم دیدن غارتِ سرِ تو ساده نیست که روی سینهات جای این حرامزده نیست به رغم ازدحام نماندم در حرم دَمِ آخر سپر برایت شد پرم ***** عمه جان یک عده وحشی دور او حلقه زدند وای عمه گیسویش در مشتهای قاتل است میروم تا بیش از اینها حرمتش را نشکنند چکمهپوشِ بیحیا از شأن قرآن غافل است بیحیا، یابنَ الدَّعی کم نیزه بر رویش بزن صورتش بهر رسول الله ماه کامل است ***** سلام بر بیرق و پرچم و شال عزای تو سلام بر بانیِ روضهی کرب و بلای تو سلام بر زينب و سلام بر فاطمه سلام بر كربلا، سلام بر علقمه سلام میدهم چون حبيب، سیدَنَا الغريب میوزد از حرم بوی سيب، سیدَنَا الغريب سیدَنَا الغریب سیدَنَا المظلوم سیدَنَا العطشان ای حسین جان...