زِ تو ممنونم ای مسافر من
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن13
بازدید8.5K
زِ تو ممنونم ای مسافر من دلِ شب برگشتی بهخاطر من شدهای در ویران جواهرِ من، بابا حسین خیر مَقدم ای گرانتر از جانم خوشحالم از اینکه هستی مهمانم میدانم که خستهی راهی بابا بنشین جای نیزهها بر دامانم بابا بابا یابنَ الزهرا... **** چه بگویم رنگم چرا پریده بگذر از این قامتِ خمیده تو بگو کِی اصلا سرت بُریده، بابا حسین تا چشمم به وضع لبهایت افتاد درد و غصّههای خود بردم از یاد رگهایت شبیه مویت آشفتهاس ای لعنت به خنجری که زجرت داد بابا بابا یابنَ الزهرا... **** خبر آیا داری که معجرم رفت چقَدَر بین هلهله سرم رفت به چه جاهایی بی تو این حرم رفت، بابا حسین بابا حال و روزِ ما را میبینی ردِّ تازیانهها را میبینی خاک چادرم شده ارث زهرا جای ضربههای پا را میبینی