زان سفری که در نجف، بوسه به تاکِ او زدم
امین قدیمپسندیدن9
بازدید16.5K
زان سفری که در نجف، بوسه به تاکِ او زدم هر چه مویز میخورم، مزّهی آب میدهد برکت رزق من شده، ریزهی نانِ سفرهاش رعیتم و مزد مرا، أبوتراب میدهد به مادر استغاثه کن، پدر اجابتت کند فاطمه را صدا بزن، علی جواب میدهد رزق من از دست حسین، رسیده چون دست علی رعیتم و مزد مرا أبوتراب میدهد