ریخت برهم بازمین افتادنت دنیای من
حسین محمدی فامپسندیدن4
بازدید2.6K
ریخت بر هم با زمین افتادنت دنیای من دیدی آخر چشم خوردی خوش قد و بالای من پیشمرگ من شدی و پیشمرگ خواهرم تیر خوردی نیزه خوردی جای زینب جای من قید مشکت را بزن با من سوی خیمه بیا بعد از این هرکس که حرف از تشنگی زد پای من مسجد کوفهست اینجا یا کنار علقمه فرق عباس است یا فرق سر بابای من انقدر بازو زمین کوبیدی آبم کردهای داغ تو پشت مرا خم میکند در پای من هیچکس اینگونه در بین اراذل هو نشد گریه کن خون گریه کن عباس بر غمهای من این خجالت چه بلایی بر سرت آورده است قدّ یک طفل است اینجا قامت سقای من دارد از امروز خولی فکر معجر میکند وای بر امروز من ای وای بر فردای من در شلوغی سر بازار بین مستها رو نگردان روی نِی از دختر تنهای من **** دامن کشان رفتی (دلم زیر و رو شد) ۳ پای حرامی با (حرم روبرو شد) ۳ **** بیا برگرد خیمه ای کس و کارم ... **** نباشی دخترم به آزار میره نباشی زینب سر بازار میره