ریان ابن شبیب بعد از ظهر دَهم خیمهها سوخت
مهدی رسولیپسندیدن100+
بازدید27.5K
ریان ابن شبیب بعد از ظهر دَهم خیمهها سوخت ریان ابن شبیب توو شعله چادره عمهها سوخت میون جنجال حرومیها رسیدن وای گوشواره از گوش دخترها کشیدن وای ریان ابن شبیب اطفال بی گناه سیلی خوردن ریان ابن شبیب بیبیهای حرم سیلی خوردن با دست بسته روی ناقه میرفتن شام با بغض و کینه به عمهها دادن دشنام به اشک زنها یه عده پست میخندیدن مخدرات و توی کوفه غریب دیدند ریان ابن شبیب جد ما رو غریب گیر آوردند ریان ابن شبیب آب رو دیر آوردند بدنت زیر هجوم دست و پا شد پامال ای وای ای وای ای وای ،امان از گودال سر پیراهن و عمّامهی تو شد جنجال ای وای ای وای ای وای ،امان از گودال با لبها تشنه افتاد روی خاک بی حال ای وای ای وای ای وای، امان از گودال شده به زیر نیزهها پیکرت مجروحت چاک ای وای ای وای ای وای، امان از گودال قتلوک عطشانا، ذبحوک عریانا وای آقام ای وای وای حسین تا لب گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود آه کشیدم من سر تو رو بردند دیر رسیدم من او میدوید و من میدویدم او میکشید و من میکشیدم او مینشست و من مینشستم او میبرید و من میبریدم ای کشته فتاده به هامون حسین من ای صید دست و پا زده در خون حسین من اما فیکم مسلم یه نفر نیست به تو آب بده پسر مصطفی داره دست و پا میزنه حسین آنقدر توی گودال پر شد از مرد نامرد آنقدر توی گودال پر شد از مرد نامرد خواهش اینه زینب نیا برگرد تو دلاشون صفا نیست نیا جای تو قتلگاه نیست نیا تو نگاشون حیا نیست نیا نیا زینب همه رفتن منم میرم که صید آخرین تیرم همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهر برسه وای اگر دست قاتلش به موی دخترش برسه سیدی ماکو مثلک الغریب حسین حسین آقام، آقام همه میرن تو میمونی برام حسین آقام،آقام همه برن تو بمونی برام خداحافظ ای نماز نشسته خداحافظ ای استخوان شکسته خداحافظ ای بردار زینب نگین سلیمان به حلقهی خاتم حسین جان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقهی خاتم خداحافظ ای بردار خداحافظ ای جوانی زینب آقام، آقام میکشی مرا حسین