رو عبام ریختی و لبریز شدی
امین قدیمپسندیدن18
بازدید1000+
رو عبام ریختی و لبریز شدی شبیه برگهای پاییز شدی حسودا یه جور تو رو چشم زدن خوش قد و بالا بودی، ریز شدی پاشو ببین قدم خمیده یه کمی هم رنگم پریده حالم رو از اونی بپرس که جون دادنِ بچهشو دیده شدی کم، مثل تسبیح، دونهدونه شده تابوت، عبای روی شونه تو تشییع تن تو کِل کشیدن که حسرت به دل بابا بمونه مگه گریهی باباش خنده داشت؟ نیزه کم نذاشت براش خنده داشت جماعت! به یه آزرده نخندید به اونیکه بد آورده نخندید نگفتید تسلیت، عیبی نداره به اشکای جوونمُرده نخندید تو رو جون من وَلَدی علی دستوپا نزن وَلَدی علی مثل مادرم وَلَدی علی تو رو بد زدن وَلَدی علی الهی الهی کسی باغ خزونش رو نبینه غم آرومِ جونش رو نبینه دعا کردم سرِ نعش جوونم کسی داغ جوونش رو نبینه الهی الهی نیاد باغ کسی پژمرده باشه که بیگُل باغبون افسرده باشه کسی میفهمه حال و روز من رو که تو غربت جوونش مُرده باشه داغ جوون قدّ پدرو خم میکنه داغ جوون عمر پدرو کم میکنه کی تن تو رو تو این عبا جمع میکنه ای وای پسرم، پسرم، پسرم ای وای کمرم، کمرم، کمرم با نیزهشون چقدر عذابت کردن باغ گلم تو رو گلابت کردن ای وای ثمرم، ثمرم، ثمرم ای وای کمرم، کمرم، کمرم حسین جانم، حسین جانم... **** اباالفضل اباالفضل اباالفضل... چه خوش اقبال است آن که شده گرفتار به زلف پریشان و به ابروی یار به تمثالش بنگر که چه دلنشین است یَلِ اُمُّالبنین، علمدار علمدار اباالفضل اباالفضل اباالفضل... اُمُّالبنین، یا اُمُّالبنین...