نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

روی پیشانی او باب تشهد وا بود اشهد اَنَّ كه او هم پسر زهرا بود آب می داد عطشناك ترین صحرا را چشم هایش كه به سمت افق اعلا بود یا رب این مشك طلایی كدامین سقاست؟ كه در او كیفیت جلوه ی صد دریا بود تیر چوبی است كه مجذوب نگاهت آمد جذبه ی چشم اهورایی تو گیرا بود دست تو همهمه ی بال ملائك را دید بدنت كعبه ی تسبیح كبوترها بود لب به دریا نزدی چون كه خود اقیانوسی آن كه باید بزند بر تو لبش دریا بود
هنوز نظری ثبت نشده