روی لب شیرین اشک چشام
علی اکبر حائریپسندیدن17
بازدید5.2K
به دل دارم چه شوری امشب ولی روی لب شیرینه اشک چشام دل رو مدینه بردم ولی یه حسی میگه جوره کربلام دلبرم اومده پسر دوم فاطمه و حیدرم اومده سرورم اومده اونی که دست به سینه بهش میگم نوکر اومده کسی اینجا غریبه نیست مجلس خودی میگیره مادرش توی حرم چه تولدی میگیره خندید به روی مادر آخه با حیدر یه روحه بین دو تن آروم میگیره وقتی که میشه خیره به دو تا چشم حسن چشم ترو ببین این همه مجنون سربه بیابون زده رو ببین تاج سر و ببین شب چهارده مهم نیست دیگه قرص قمر و ببین شبونه اومده خورشید روز روشنه یا شبه بعد این دو تا گل پسر دیگه نوبت زینبه