روی قلب ما دیگه نوا نموند
حسین ایزدخواهپسندیدن13
بازدید800+
روی قلب ما دیگه نوا نموند خندهای رو لب بچهها نموند همه مردای حرم شهید شدن دیگه هیچکی توی خیمهها نموند ذکر یا فاطمه نجوای منه یاعلی به روی لبهای منه من آقازادهی شیرِ جملم غیرتِ حسن تو رگهای منه دوست دارم که من رو انتخاب کنه خدا این دعامو مستجاب کنه من دلم تنگه داداش قاسممه کاش عمو روی منم حساب کنه توی خیمهها عجب حالی میشه تا که دور و برِ تو خالی میشه حالا که رفتن همه اگه منم جون بِدم برای تو عالی میشه میخوام هستیمو فدای شاه کنم کمکش میون قتلگاه کنم اون طرف برم بابامو ببینم یهجوری تو صورتش نگاه کنم عمّه دستای منو رها بکن واسهی عاقبتم دعا بکن بذار من برم که تنها جون نده چند نفر به یک نفر؟ نگاه بکن میدیدم دور سرت قیامته شمر روی سینهی تو چه راحته مادرت داره تماشا میکنه تو رو هِی میزننت سه ساعته دیدمش داره چهجوری جون میده یکی با پا تنشو تکون میده ساربان شمرو کشیده یه کنار داره انگشترشو نشون میده ضربهها یه لحظه فرصتش نداد خواست بلند شه نیزه مهلتش نداد هِی صدا میزد عموم که تشنمه یه نفر یه قطره آب بهش نداد عزیزم حسین...