نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

روی این پشت شكسته كوهی از غم ریخته بر سرم بی تو برادر خاك عالم ریخته زود پیدا كردمت اینقدر ها هم سخت نیست پیكرت را دیده ام در راه كم كم ریخته رد سرخی كه به دنبالم كنارت آمده خون دست توست از مابین دستم ریخته زخم هایت، ابروانت، بند بندت، وا شدند بر سرت انگار صدها ابن ملجم ریخته از عمودی كه سرت خورده است سنگین تر نبود چهره ی زیبای تو بد جور در هم ریخته دخترانم را به دستت دادم و حالا ببین جمع نامحرم سر آن چند محرم ریخته كوفیان ترسم تنش بی سر كنند پیكرش پاره از صد خنجر كنند
هنوز نظری ثبت نشده