روی این پشت شكسته
حاج محمود کریمیپسندیدن4
بازدید6.1K
روی این پشت شكسته كوهی از غم ریخته بر سرم بی تو برادر خاك عالم ریخته زود پیدا كردمت اینقدر ها هم سخت نیست پیكرت را دیده ام در راه كم كم ریخته رد سرخی كه به دنبالم كنارت آمده خون دست توست از مابین دستم ریخته زخم هایت، ابروانت، بند بندت، وا شدند بر سرت انگار صدها ابن ملجم ریخته از عمودی كه سرت خورده است سنگین تر نبود چهره ی زیبای تو بد جور در هم ریخته دخترانم را به دستت دادم و حالا ببین جمع نامحرم سر آن چند محرم ریخته كوفیان ترسم تنش بی سر كنند پیكرش پاره از صد خنجر كنند