روضه پایانی
سجاد محمدیپسندیدن59
بازدید37.7K
بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان، که خاک کوی تو باشم به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی توباشم رفیق من فقط تویی کاش زودتر میفهمیدم پارهی تن فقط تویی، کاش زودتر میفهمیدم عشق بدون شَک تویی، کاش زودتر میفهمیدم رفیق بی کَلَک تویی، کاش زودتر میفهمیدم شکر خدا را که در پناه حسینیم عالَم از این خوبتر پناه ندارد